تبليغاتX
Welcome to Khameneh's website .Khameneh is a town in Iran. Khameneh is located in proximity to Tabriz the capital of East Azarbaijan Province. It is situated on the main Iranian-International railway line which connects Tehran and Tabriz to Turkey and Europe; During the Safavid period
به تارنماي شهر خامنه خوش آمدید خامنه یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی و مرکز بخش مرکزی شهرستان شبستر می باشد. اين شهر در ۵ کیلومتری شبستر و ۷۵ کیلومتری تبریز قرار دارد . خامنه دارای فرهنگی کهن می‌باشد به طوريكه اولین مدرسه کل منطقه (مدرسه معرفت خامنه) حدود ۱۲۰ سال پیش در این شهر بنا شده این شهر دارای مساجدی کهن و درخت چناری با قدمت بیش از 1400 سال می‌باشد. این شهر دارای دانشگاه کارخانه بزرگ نساجی بیمارستان مجهز و هنرستان شبانه‌روزی می‌باشد.طبق آمار سال ۷۵ خامنه پس از شاهین‌شهر و جلفا سومین شهر باسواد کشور شناخته شده‌است که درصد کمی از مردم که بیسواد یا کم سوادند مهاجرانی هستند که برای اشتغال به خامنه آمده‌اند. حمام قدیمی خامنه پس از مرمت و بازسازی به موزه هدایای خامنه تبدیل شده‌است. در این موزه علاوه بر اموال اهدایی مهندس موسوی از اهالی خامنه، اموال مربوط به میرپنج که در دورهٔ قاجار در شهر خامنه می‌زیست، به نمایش در می‌آید
شهر خامنه - میرحسین موسوی خامنه سیاستمدار ایرانی است
مرجعي جامع وكامل از شهرخامنه
ميرحسين موسوي خامنه اي به سال 1320 در خامنه متولد شد. تحصيلات ابتدايي را در خامنه و تبريز ادامه داد. از آنجا که پدرش "مير اسمعيل" کاسب و بازاري بود، راه براي پيشرفت او باز بود. او در سال 41 به قصد تحصيل در دانشگاه ملي به تهران آمد. ليسانس معماري اش را در سال 46 و فوق ليسانس اش را به سال 1348 در رشته معماري و شهرسازي از دانشگاه ملي (شهيد بهشتي) گرفته است. در دوران تحصيل همراه با ديگر دوستان خود انجمن اسلامي دانشگاه ملي را تأسيس کرد و پس از اتمام دانشگاه با همان دوستان شرکت سمرقند را بوجود آورد. اين شرکت جايي جهت تجمع دوستان به منظور مبارزه با رژيم سابق بود.

در سال 1352 در اثر يورش عوامل ساواک به شرکت، کليه افراد آن به اتفاق ميرحسين موسوي دستگير گرديدند، ولي به علت عدم وجود مدارک موثق پس از مدتي آزاد شدند. از اين ميان تنها حسن آلادپوش عضو سازمان مجاهدين خلق و عبدالعلي بازرگان در زندان ماندند. سرنوشت حسن آلادپوش و همسرش محبوبه در جريان تغيير ايدئولوژي از اسلام در دهه 50 و همچنين ماجراي کشته شدن آن دو تن، يکي از عواملي بود که براي هميشه ميرحسين موسوي را از نزديکي با مجاهدين برحذر مي داشت. ميرحسين در سال 1353 در دانشگاه ملي به تدريس پرداخت. در ارديبهشت ماه سال 1358 به عضويت دولت موقت و شوراي انقلاب در آمد و سپس در شوراي مرکزي حزب جمهوري اسلامي عضو شد. در انتشار روزنامه جمهوري اسلامي براي نشر افکار همراهانش همت کرد و سردبيري آن را برعهده گرفت. وي در دولت محمدجواد باهنر وزارت امور خارجه را برعهده داشت و در زمان رياست جمهوري سيدعلي خامنه اي، نخست وزير بود. موسوي با ديدگاه مديريتي آيت الله خامنه اي اختلاف جدي داشت و بارها از جمله در 15 شهريور سال 1367 استعفا کرد، اما با دخالت آيت الله خميني اين استعفاها پذيرفته نشد.

ميرحسين پيش از آنکه به عنوان يک چهره سياسي مطرح شود، به عنوان يک چهره فرهنگي شناخته مي شد. گرچه عمده شهرت اش را به دليل 8 سال نخست وزيري در روزگار سخت ايران و ايرانيان کسب کرده است. مي گويند پدرش نيز هنر دوست بوده است، همچنان که ميرحسين نيز فرهنگ و هنر دوست است. وي متأهل و داراي دو فرزند است. مشرب سياسي و اقتصادي اش چپ است، اما نه به معناي کلاسيک آن. ميان راستي ها و چپي هاي حزب جمهوري اسلامي، ميرحسين از چهره هاي شاخص چپ به حساب مي آمد. او آثاري ماندگار در معماري سياسي ايران برجاي گذارده است. پيش از انقلاب و در سال 1348، طرح اداره مرکزي آب و فاضلاب اصفهان را نوشت و تا سال 50 آن را اجرا کرد. سپس طرح مجموعه کانون توحيد را در سال 1350 به مورد اجرا گذاشت، جايي که ميزبان سخنراني هاي آيت الله مطهري بود و چه پيش و چه پس از انقلاب، مرکز تجمع سياسيون منتقد به حساب مي آيد. پس از انقلاب نيز طراحي مزار ساختمان شهداي هفت تير را برعهده داشت. ميرحسين موسوي به زبان انگليسي و عربي تسلط دارد و سابقه تدريس در دانشگاه هاي ملي سابق و تربيت مدرس را نيز در کارنامه اش به ثبت رسانده است. او به عنوان آخرين نخست وزير نظام جمهوري اسلامي ايران [پس از مهدي بازرگان، محمدعلي رجايي، محمدجواد باهنر و محمدرضا مهدوي کني] 8 سال در دوران رياست جمهوري آيت الله خامنه اي خدمت کرد و پس از اتمام دوره خدمتش در اين منصب، عطاي سياست را به لقايش بخشيد و به عالم هنر بازگشت. مهندس مير حسين موسوي در طول سالهاي حضور خود در عرصه سياست به عنوان عضو شوراي انقلاب، وزير امور خارجه، نخست وزير، عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام، مشاور سياسي ومشاور عالي رييس جمهور، عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي، رييس فرهنگستان هنر، در كنار مسئوليتهاي رسمي، عضو شوراي مركزي حزب جمهوري اسلامي وقائم مقام دبير كل حزب و مسئول دفتر سياسي حزب و نيز مدير مسئول وسردبير روزنامه جمهوري اسلامي به فعاليت پرداخت، اما از سال 1377 با برعهده گرفتن رياست فرهنگستان هنر به فعاليت در اين حوزه مشغول شده است.

همسر ميرحسين موسوي، زهرا رهنورد است. وي اولين زني است که بعد از انقلاب به رياست دانشگاه منصوب شده [دانشگاه الزهرا] و پس از هشت سال، با به قدرت رسيدن احمدي نژاد از رياست کناره گرفته است. او استاد دانشگاه هنرهاي زيبا و سردبير نشريه راه زينب وابسته به موسسه اطلاعات و پژوهش را نيز برعهده داشته است. وي داراي ليسانس و فوق ليسانس هنر از دانشگاه هنرهاي زيبا؛ فوق ليسانس و دکتراي علوم سياسي از دانشگاه آزاد است. تنديس "نرگس عاشقان" يکي از ساخته هاي اوست که در ميدان مادر (محسني) در تهران نصب شده است. هرچند که مير حسين موسوي و زهرا رهنورد همديگر را از زمان نشست هاي انتقادي مرکز توحيد از دور مي شناختند، اما ازدواج اين دو در شرايطي انجام شد که مير حسين موسوي در قسمت سردبيري روزنامه جمهوري اسلامي مشغول به کار بود و زهرا رهنورد در تلاش براي چاپ کتابهايش در رفت و آمدهايي که به دفتر روزنامه جمهوري اسلامي داشت، به وي مراجعه مي کرد. نتيجه اين ازدواج دو فرزند دختر است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 9:10  توسط حسام خليل زاده خامنه  |