تبليغاتX
Welcome to Khameneh's website .Khameneh is a town in Iran. Khameneh is located in proximity to Tabriz the capital of East Azarbaijan Province. It is situated on the main Iranian-International railway line which connects Tehran and Tabriz to Turkey and Europe; During the Safavid period
به تارنماي شهر خامنه خوش آمدید خامنه یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی و مرکز بخش مرکزی شهرستان شبستر می باشد. اين شهر در ۵ کیلومتری شبستر و ۷۵ کیلومتری تبریز قرار دارد . خامنه دارای فرهنگی کهن می‌باشد به طوريكه اولین مدرسه کل منطقه (مدرسه معرفت خامنه) حدود ۱۲۰ سال پیش در این شهر بنا شده این شهر دارای مساجدی کهن و درخت چناری با قدمت بیش از 1400 سال می‌باشد. این شهر دارای دانشگاه کارخانه بزرگ نساجی بیمارستان مجهز و هنرستان شبانه‌روزی می‌باشد.طبق آمار سال ۷۵ خامنه پس از شاهین‌شهر و جلفا سومین شهر باسواد کشور شناخته شده‌است که درصد کمی از مردم که بیسواد یا کم سوادند مهاجرانی هستند که برای اشتغال به خامنه آمده‌اند. حمام قدیمی خامنه پس از مرمت و بازسازی به موزه هدایای خامنه تبدیل شده‌است. در این موزه علاوه بر اموال اهدایی مهندس موسوی از اهالی خامنه، اموال مربوط به میرپنج که در دورهٔ قاجار در شهر خامنه می‌زیست، به نمایش در می‌آید
شهر خامنه - گزارشي از صنايع سفال «كوزه كنان» شبستر؛ سمفوني زيباي آب و خاك
مرجعي جامع وكامل از شهرخامنه

از خاك رس، ره به افلاك مي پويند و از آب و گِل، گُل هنر مي پرورند.

دل در گرو عشق مي نهند و بي ادعا و بي صدا، گلستاني از گل و ريحان و سنبل به عرصه هنر هديه مي كنند. از خاك بي ارزش و آب جاري و روان، زلال حقيقت را به منظر چشم هر ناظري ميهمان مي كنند و از گردش چرخ «كوزه گري»، چرخ گردون را به بازي مي گيرند تا از ميان اين چرخ و خاك و گردش، ناني حلال به كف آرند و به غفلت نخورند.
اينجا سرزمين هنر كوزه گري است. كوزه گراني كه دست در دست، آب در خاك، پاي در چرخ و چشم در كوره، كوزه ها مي سازند و مكتوم دل خويش را نه چون نقاش بر روي بوم، كه بر روي خاك چون موم پياده مي كنند.
احساسات پاك و خالصانه خويش را نه با قلم بر روي لوح و دفتر كه بر روي «گِل» مي نويسند. نوشته اي ماندگار و آنگاه بر اين مصنوعات گلي، نقشها و رنگها مي زنند و چنان ذوق به خرج مي دهند كه هنرمندان چيني ساز كشور چين و ماچين را نيز به تحير وا مي دارند.
اگر آنها در كارخانه ها و كارگاههاي بزرگ و مجهز با دستگاهها و امكانات بسيار و با استفاده از رايانه و تكنولوژي مدرن روز، دل اشراف زادگان را مي برند، اينجا اين هنرمندان دل هر بيننده اي را مي ربايند.
*«كوزه كنان»، هنركده سفالين ايران
از تبريز كه به مقصد شهر تسوج در شمال غرب ايران حركت مي كني، 30 كيلومتر مانده به تسوج و در فاصله 6 كيلومتري شهر شبستر، چشمه جوشان و فرح زايي وجود دارد كه خستگي از چهره مسافران مي زدايد و به نيكي، به پيشواز ميهمانان مي رود.
از آب زلال چشمه هميشه جاري «قره كهريز» (كاريز سياه) آبي بر صورت مي زني و از آن جرعه اي مي نوشي. آنگاه سر را بلند مي كني تا يادي از تشنه لب كربلا بكني. در اين لحظه سرشار از شادماني، چشمانت، «صنايع دستي» چيده شده در اطراف اين چشمه را ميزبان مي شود كه تو را براي لحظاتي، به عالم خاطرات و رؤياهاي شيرين پرواز مي دهد.
ابتدا تعجب مي كني كه اين مجسمه هاي هنرمندانه، نقشهاي زيبا و رنگهاي دل انگيز چگونه در اين حاشيه جاده سربرآورده اند؟ اما چون به ميان آن نقشها و رنگها مي روي، دامن دامن گل و ريحان خوشبوي باغ هنر ايراني و آذربايجاني را مي بيني كه به دست هنرمندانه كوزه گران آذربايجان، چنين زيبا، شعر خلاقيت «بودن» سروده اند.
آري اينجا «هنركده كوزه گري ايران» است. كوزه كنان!
شهر كوچكي كه تا ديروز روستايي بود بي نام و نشان. و اگر نشان داشت به مدد نام «حاج مهدي كوزه كناني» معروف به ابوالمله، مالك و صاحب خانه معروف مشروطيت تبريز در خيابان راسته كوچه تبريز بود كه بعدها خانه اش به ستاد فرماندهي مبارزان و مشروطه طلبان و به ويژه ستارخان(سردار ملي) و باقرخان(سالار ملي) مبدل شد.
«كوزه كنان» جمعيت زيادي ندارد. از مظاهر و مزاياي شهر و شهرنشيني هم چندان بهره اي نبرده، اما در عالم هنر، اسم و رسمي براي خود دست و پا كرده است. مردمانش با خاك رس و اندكي آب بر روي چرخ كوچك گردون، سمفوني زيباي طبيعت را بر روي سن «خاك و كوزه» به نوا در مي آورند و با قلم ذوق و بر لوح خاك، شعر مهر مي سرايند و سحر «سير جهان» مي كنند. آنگاه از سر صدق و صفا، محصولات هنري خويش را به اطراف «قره كهريز» مي آورند تا هم خود به ناني برسند و هم هنر سفالگري را ميهمان چشمان خسته مسافران كنند.
سالهاست مردمان و ساكنان اين شهر كوچك و روستاهاي اطراف، نان خويش را به عرق جبين هنرمندانه، از اختلاط آب و خاك و از تنور چرخ كوزه گري درمي آورند. اينجا مرد و زن، كوچك و بزرگ، شغل اصلي شان كوزه گري است. البته كوزه گري تنها عنوان است، وگرنه از گلدانهاي بزرگ و كوچك گرفته تا قلكهاي كودكانه و دلفريب، مجسمه هاي رنگي ساخته شده از گل و رس(و نه چيني گرانقيمت!) حاصل تلاش هنرمندانه آنهاست. اما در هر حال، همه اين محصولات حول محور «كوزه» و كوزه گري مي چرخد.
در سالهاي دور، آن زمان كه محصولات پلاستيكي و فرآورده هاي نفتي دردسر آفرين! پا به عرصه وجود ننهاده بود، كوزه اي پر از آب زلال و خنك، هميشه همراه كشاورزان، دامداران، چوپانان و خانواده ها بود. خاك رس و كوزه هاي سفالي، به خاطر ويژگي خاصي كه داشته و دارند، تا مدتهاي بسيار آب را خنك و تميز نگه مي دارند. بنابراين، كوزه، نماد صافي و صداقت و لطافت است. ولي امروز محصولاتي كه نه از دل طبيعت، بلكه بلاي جان طبيعت است، آنچنان فراگير شده كه اين ظروف سفالين را به انزوا رانده است.
*100 كوزه گر در 25 كارگاه
كارگاههاي كوچك و بزرگ بسياري در اين منطقه از آذربايجان شرقي، به وجود آمده و فعاليت مي كنند. هر چند كه چندسالي است، هجمه محصولات ساير سفالينه هايي كه اغلب از هنر ايراني عاري بوده و جز رنگ و لعابي فريبكارانه، بيش نيستند، آثار اصيل و ماندگار «كوزه كنان» را تهديد مي كنند.
كوزه كنان اكنون بيش از 5 هزار نفر جمعيت دارد. اين شهر كوچك، 25 كارگاه سفالگري را كه در هر كدام حداقل  4-3 نفر مشغول به كارند، در دل خود جاي داده است.
به عبارت ديگر، حدود 100 خانوار اين شهر با كوزه گري امرار معاش مي كنند. اين تعداد البته غير از آمار افرادي است كه چه به صورت مستقيم و چه به صورت غيرمستقيم در زمينه هاي مرتبط اين هنر از قبيل حمل و نقل خاك، جابجايي محصولات توليد شده، ساخت و اداره كوره ها فروش، خدمات و... فعاليت مي كنند.
به گفته مديرعامل تعاوني سفالگران كوزه كنان، در حال حاضر، دو شركت تعاوني، شاغلان اين رشته را تحت پوشش حمايتي خود دارد.
از او در مورد سابقه و تاريخچه ساخت كوزه و سفال در اين منطقه مي پرسيم.
به اعتقاد وي، ريشه حرفه و هنر سفالگري، به دوران پيش از اسلام و حتي زمان حضرت نوح پيامبر برمي گردد، زيرا به گواه مورخان، آن حضرت نيز از كوزه هاي سفالين و لوازم ساخته شده از خاك رس و سفال استفاده مي كرد. ضمن آنكه كشف اشياي باستاني و تاريخي سفالين در اين منطقه و يا ساير نقاط كشور، به خوبي به اثبات رسانده است كه خاستگاه اين هنر نزد ايرانيان است و بس؛ همچنان كه «كاريز» يا كهريز(قنات) از ابتكارات و ابداعات ايرانيان در طول تاريخ بوده و تمدنهاي اصيل ايراني نيز در كنار اين كاريزها شكل گرفته اند.
وجود دو نقطه مسكوني در اين منطقه به نامهاي «آق كهريز» و «قره كهريز»(كاريز سفيد و كاريز سياه) گواه اين مدعاست.
به هر حال، اين نكته كه صنعت كوزه گري در ايران و در حاشيه كاريزها شكل گرفته، ترديدي نيست. هر چند كه رونق صنعت حمل و نقل به همان اندازه كه باعث رونق حرفه كوزه گري شده، اصالت آن را نيز تهديد كرده است.
*تهديد سفالينه هاي رنگين
صنايع خوش آب و رنگ شهرهاي ديگر كه نه بر پايه خلاقيت و اصالت كه بر محور تقليد و كپي برداري و توليد انبوه با استفاده از ماشين آلات مدرن شكل گرفته، اكنون عرصه را بر توليدات ساكنان اين شهر كوچك تنگ كرده است. همين توليد انبوه، باعث شده تا محصولات استانهاي ديگر كشور سر از اينجا درآورند. البته حضور صرف محصولات هنري در نقاط مختلف شهر، به خودي خود اشكالي ندارد، اما اگر اين حضور غيرمنطقي ميهمان ناخوانده، هنر ميزبان را مورد تهديد قرار دهد، اوضاع نگران كننده مي شود.
اكنون «كوزه كنان» و «قره كهريز» براي همه رهگذران جاده باصفاي تبريز تا تسوج و اروميه، نماد زيبايي صادقانه، خلاقيت جاودانه و داراي محصولاتي منصفانه از نظر قيمت است. اگر نمي توانيد صنايع دستي گرانقيمت ساخته شده چيني را بخريد، اما دل به زيبايي سپرده ايد، حتماً به «قره كهريز» و «كوزه كنان» سري بزنيد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 13:4  توسط حسام خليل زاده خامنه  |