
ستايش و سپاس حضرت يزدان را جلت عظمه در خور و سزاست خلعت خلقت بموجود است پوشانيده و انسان را براي طي مراتب علم و معرفت برگزيده
نظامنامه مدرسه معرفت كه در تاريخ پنجم رجب المرجب 1320هجري قمري مطابق با 1278 ه.شمسي برابر با 1899 ميلادي براي مدرسه نوشته شد عبارتست مقدمه - ده فصل - اعتذار .
مقدمه
اين مدرسه به رياست حاج اسدالله خامنه اي مفتوح شده بدون شركت احدي، و تمام مخارج آن از هر قبيل و لوازم التحرير و درس و كتاب شاگردان كلّيه در عهده جنابان معزي اليها و معاونت و همراهي از احدي نخواهند خواست و از اولياي اطفال نيز به هيچ اسم چيزي نخواهد گرفت.
فصل اول – تكاليف عموم اجزاءو مباشرين
1-مديري و رياست اين مدرسه با خود با نيان است 2-تمام اجزا و معلمين اين مدرسه اجير مدرسه خواهند بود 3-هر يك از اجزا مدرسه بايد به تكاليف معينه خود عمل نموده مداخله بكارهاي يكديگر نكنند4-اجزا مدرسه بايد همه روزه در اوقات معينه در مدرسه حاضر باشند چناچه اگر حاضر نباشند شهريه يكماه آنها بعنوان جريمه كسر خواهد شد 5-اگر هريك از اجزاء مدرسه روز متوالي به دو روز اطلاع در مدرسه حاضر نباشند مدير مدرسه حق خواهد داشت كه آنرا از كار خارج كند غير از معلمين كه تكليفشان موافق فصل 3 معمول خواهد شد 6-اجزا مدرسه به هيچ اسم ورسم چيزي از شاگردان مطالبه نخواهدنمود 7-مواجب تمام اجزا به دو قسط پرداخته خواهد شد .
![[Untitled]](http://static3.bareka.com/photos/medium/24213682.jpg)
در سال 1217 ه.ش در خامنه ديده به جهان گشود او در جواني به همراه دو برادرش براي كسب و كار عازم كشور روسيه مي شودو بدليل فعاليتي كه از خود بروز مي دهد در اندك مدتي يكي از تجارخوشنام و معتبر پطروسكه مي شود .
شكل گيري مدارس معرفت
اين شخص فرهنگ دوست با آنكه خويش از بهره سواد محروم بود ولي وقتي در روسيه مدارس با اصول جديد رادر مشاهده مي كند براي كمك به هموطنان خويش اولين مدرسه معرفت را در حدود سال 1275 هجري شمسي مطابق با 1317 هجري قمري برابر با 1896 ميلادي در زادگاهش در خامنه و دومين مدرسه را بعد از دو سال در مشهد و سومين مدرسه را در پطروسكه كشور روسيه براي تعليم هموطنان خويش تاسيس مي كند.
بخش اول – تلاش هاي حاج اسدالله براي تاسيس مدرسه
1-براي تشويق هموطنان به تاسيس مدرسه ورد زبان وي اين جمله بود: «ايرانلي لارين اه جهنمه سي ايله ايران دا بويوك بير مدرسه تيكيديرمگ اولار.»
2-براي اولين بار حاج اسدالله معرفت از روسيه نمونه ميز و نيمكت و تخته سياه(دوسقا)به خامنه مي فرستد.
3-براي شاگردان لباس و كلاه و كمربند مخصوص كه روي قلابه آن كلمه مدرسه معرفت خامنه حك شده بود مي فرستد
4-آموزش نظامي به كمك تفنگ هاو فشنگ هاي چوبي كه از روسيه خريداري شده بود به دانش آموزن داده مي شد.
5- چاپ ورقه هاي آفرين و امتياز
6-مجاني بودن مدرسه و همگاني بودن مدرسه
![[بدون اسم]](http://static3.bareka.com/photos/medium/21891838.jpg)
اين كوچه که پير باغچه ناميده ميشه فکر می کنم طولانی ترین و پر پیچ و خم ترین کوچه شهر خامنه باشه . از شمال شهر یعنی قسمت پایین پارک مصلی با یک چشمه شروع میشه و تا مرکز شهر یعنی خیابان شیخ محمد خیابانی ادامه پیدا می کنه .من از این کوي در دوران کودکی خاطرات خيلي زیادی دارم مخصوصا از اوايل کوچه که آرامگاه پیر هم اونجاست . كنار حوضچه چشمه يه ميدونه تقريبا كوچيكيه كه بچه ها اونجا معمولا فوتبال يا هفت سنگ بازي مي كردن و مادراشون هم كنار حوضچه مشغول شست و شوي رخت و لباس و ظروف منزل بودن و پير مردها هم با يه بيلي كه روي دوششون بود در رفت و آمد به باغاشون بودن . خاطرات من بر می گرده به همین اولین خونه دست چپ با در قرمز رنگ . پدر بزرگ و مادربزرگم اونجا زندگی می کردن و پدرمم تا دوران نوجواني ساكن اين خونه اي بوده كه يه زماني بناي كاملا سنتي و كاهگلي داشته ولي متاسفانه الان بازسازي شده. بناي عجيبي داشت يه در چوبي قديمي نيلي رنگ با قفلاي قجري . هنوزم که هنوزه هر وقت به خامنه سفر مي كنم محاله كه گذري به اين كوچه نياندازم . یادش بخیر ! چه زود گذشت ! مطمئنم همه متولدین این شهر یا حتي کسانی که ازش خاطراتی دارن و الان مقيم یه شهر یا کشور دیگه هستن حس مشابه به من رو دارن . دنياي مجازي هم شده وسيله ارتباط ما !!؟ ( تصاوير بيشتر در ادامه مطلب ...)